اخبار میراث فرهنگی گراش
شیدای گراشی

شیدای گراشی

مرحوم محمدجعفرخان گراشی , فرزند مرحوم حاج رستم خان و نوه فتحعلی خان گراشی بیگلربیگی لارستان و بنادر ملقب به مقتدرالممالک و متخلص به (شیدا) در گراش به دنیا آمده است و تاریخ تولدش چنان که در نسخه دست نویس باغستان نوشته پدر شیدا آمده است هجدهم ذی الحجه ۱۲۹۶ می باشد. وی در سال ۱۳۳۸ هجری در بلوک صحرای باغ در یک جنگ محلی کشته شده است. بنابر این عمر شاعر ۴۲ سال بوده است.

صحرای باغ دشت وسیعی است که دارای چند روستا می باشد و روستای باغ مرکز آن است . صحرای باغ از دیرباز سکونت گاه ایلات ترک بوده است که تعدادی از روستاهای آن شیعه مذهب و تعدادی دیگر سنی شافعی مذهب اند. اختلافات شیعه و سنی در صحرای باغ غالبا موجب جنگ و کشتار و اختلاف میان مردم منطقه شده است و مرحوم محمدجعفرخان که حاکم منطقه بوده و در پشت کوه های مشرف بر صحرای باغ یعنی گراش زندگی میکرده مامور به رفع  اختلافات محلی می شود وی در این ماموریت در یک جنگ محلی به ضرب گلوله کشته می شود . جسد او را به گراش می آورند و طبق وصیت خودش در دخمه به امانت گذاشته می شود و پس از حدود سی سال به کربلا می فرستند و طبق روایات گویا جسد او پس از این مدت طولانی هنوز سالم بوده و حتی حنای خضاب دست وی نپوسیده بود.جسد شیدا را در کربلا پشت حرم سیدالشهدا(ع) دفن میکنند. در کتاب کاروان عمر به قلم استاد احمد اقتداری آمده است:…بعد از ظهر آن روز به کربلا رفتم و در کربلا علاوه بر زیارت حرم سیدالشهدا(ع) به محلی که آن سید میگفت مقبره مرحوم محمدجعفرخان است رفتم فاتحه خواندم و . سنگ قبر خوانا نبود و نتوانستم بخوانم. در مسجد جامع گراش در حوضخانه مسجد سنگ شش ضلعی یاد بود شیدای گراشی نصب است.

محل سکونت و حکمرانی محمدجعفر خان قلعه گراش که اکنون ویرانه های آن باقی است مانده است.

شیدا مردی وارسته و متدین بوده و آن گونه که از مراثی دیوان او بر می آید عاشقی از عاشقان اهل بیت بوده و بخصوص اشعارش را برای امیرالمومنین(ع) و سیدالشهدا(ع) می سروده است. مشهور است شیدا در ایام عزای امام حسین(ع) سر و پای برهنه در میان مردم کوچه و بازار به مداحی میپرداخته و اشعار خود را میخوانده است. از شیدا دیوانی شامل غزلیات و قصاید وی به کوشش استاد احمد اقتداری چاپ شده است.

ابیات زیر از شیدای گراشی است:

امروز که منزل گه من کوی تو کردند

آشفته دلم چون سر گیسوی تو کردند

شیدا به تو هشیار نخواهد شد,عاقل

تا حلقه زنجیر وی از موی تو کردند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

*

code